علي بن حسين انصارى شيرازى
23
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
كاهمكى هم گويند بپارسى گورگياه خوانند و بهترين عربى بود و سرخرنگ باريك خوشبوى طبيعت آن گرم و خشك بود در درجه اول و در همه كوهها باشد و مرغزارها طبيعت نوع عربى گرم است در اول گويند در دويم و خشك است در اول و اسحق گويد گرم و خشك است در دويم و منفعت وى آنست كه سنگ گرده و مثانه بريزاند و منضح و ملين بود و ادرار بول كند و خون حيض براند و محلل نفخ بود و فقاره وى سودمند بود جهت نفث دم و درد معده و ورم آن و شش و جگر و گرده و اختناق رحم را نافع بود و در بعضى معاجين كنند اما اذخر جهت ورم صلب كه در معده و جگر بود ضماد كردن نافع بود و جهت دردهاى اندرونى خاصه رحم نافع بود و اگر با شراب بجوشانند بول براند و مسخن مثانه سرد بود و محلل جميع نفخها بود كه در بدن پيدا شود اما فعل مسحوق خوردن وى زياده از شرب بود اما بيخ وى سودمند بود اگر در جلاب جهت مفاصل سرد بدهند و جهت تبهاى بلغمى با سكنجبين در آخر بدهند و اگر بجوشانند و در آن نشينند موافق بود ورمهاى گرم كه در رحم زنان بود و در بيخ او قبض زياده از فقاح بود اما در فقاح تسخين زياده بود اما قبض موجود است در همه اجزاى وى و بدل وى قصب الزيره است و او مضر بود به گرده و مصلح آن گلاب بود و گويند مصدع بود و مصلح آن صندل و گلاب بود يا عرق نيلوفر - اذخر اهالى گرمسير فارس بريسم گويند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اذخر دو قسم بود يكى مكى و آن را به عربى تين مكه و خلال مامونى و طيب الغريب و بلغت رومى سخس و سخيس گويند و بعضى اطبا گفتهاند سخيس يونانيست و بهندى كندهيس و كندبيل و كنتول و سوندهى و روس و سوريا و به فارسى گورگياه و كاهمكه و گزنه دشتى و بيخ آن را اهل مكه غسول نامند و به آن دست مىشويند نوع ديگر اذخر اجامى است و به عكس اذخر مكى خوشبو نيست و بپارسى بيخ آن را بيخ و الا نامند انگليسى THE BOG - RUSH لاتين ANDROPOGON SCHODNANTHUS آذان الفيل فيلجوش است و گفته شود صاحب تحفه مىنويسد لوف الكبير است آذان الجدى لسان الحمل است و گفته شود آذان الارنب آذان الشاة گويند و آذان الغزال نيز گويند و آن نوعى از لسان الحمل است گفته شود انواع آن در باب لام لاتين DUPLEURUM ROTUNDIFOLIUM فرانسه BUPLEURE انگليسى THOROUGH WAX آذان العبد و آذان الغير نيز گويند و آن عصبى الراعى است و گفته شود صاحب تحفه آن را مزمار الراعى مىنويسد آذان الدئب بيونانى قلومس گويند و آن بوصير است و گفته شود و اين اسم بدان سبب نهادهاند كه به شكل و مانند وى است آذارفيون نوعى از كف درياست و در زبد البحر گفته شود